X
تبلیغات
رایتل
صفحه اصلی پست ها تماس با مدیر وبلاگ
جستجو


[ یکشنبه 3 مرداد 1395 ] [ 20:52 ] [ تارا ]

عکس جدید

[ چهارشنبه 5 آبان 1395 ] [ 18:16 ] [ تارا ]

[ دوشنبه 3 آبان 1395 ] [ 19:23 ] [ تارا ]
[ شنبه 1 آبان 1395 ] [ 17:15 ] [ تارا ]
به بهانه ی بی خبریِ طولانی،
یادی از شوخی کردم....!








برای تجدید خاطره،گزارشی رو که خبرنگاران در اون زمان تهیه کردند رو در ادامه مطلب بخونید


ادامه مطلب
[ جمعه 30 مهر 1395 ] [ 20:05 ] [ تارا ]
از کانال زیرخاکی مهران مدیری
[ پنج‌شنبه 29 مهر 1395 ] [ 11:07 ] [ تارا ]

پشت پرده دورهمی

به گزارش پایگاه خبری فضای مجازی ایران فیمنا؛ وقتی امیرمهدی ژوله از «دورهمی» رفت، امیر وفایی که جزو تیم نویسندگان سریال های اخیر مهران مدیری است، سرپرست نویسندگان شد. اگر پی گیر برنامه بوده باشید متوجه شده اید که پس از این تعویض، نوشته ها رنگ و بویی متفاوت گرفتند و دیگر از سوژه های فضای مجازی خبری نبود. وفایی در این گفت و گو توضیح می دهد که چرا نخواسته مسیر پیشین را طی کند و توضیح داده همه تلاش او همکاران این بوده که بازیگران به متن متکی باشند و بداهه به صِفر برسد. گفته های او را بخوانید:

دورهمی

تاثیر قیمت و گل من

از یک جایی به بعد،آیتم های نمایشی آن بازتابی که دوست داشتیم نداشت. وقتی من مسولیت سرپرست نویسندگان را بر عهده گرفتم، سعی کردیم شخصیت ها قاب مشخص داشته باشند و از آن بیرون نزنند و به نظرم هرچه جلوتر رفت بهتر شد. ضمن اینکه شخصیت «قیمت» خیلی به کار کمک کرد و اصلا درستش این است که کاراکتر کمدی وقتی وارد صحنه می شود و هنوز هیچ اکتی انجام نداده تماشاچی بخندد و قیمت دقیقا همچین کاراکتری است.ما پیش از این در سریال «در حاشیه۱» با سروش جمشیدی کار کرده بودیم و در «درحاشیه ۲» جزو نقش های اصلی شد. وقتی برای «دورهمی» آمد طبق گپی که باهم زدیم قرار شد همان شخصیت را با یک سری تغییرات بازی کند. این را هم بگویم که مدتی است جریانی راه افتاده که می گویند چرا نویسنده کمدی کم داریم، در صورتی که این موضوع در مورد کمدین های ما خیلی بغرنج تر است؛ یعنی ما کمدین کم داریم که متن را به او بدهی، بخواند و بفهمد کجای کار کمدی است، اکسان ها را کجا باید بگذارد، فراز و فرود متن در دستش باشد و… کمدین هایی با این ویژگی بسیار کم هستند، اما سروش جمشیدی واقعا این ویژگی ها را دارد. اگر متنی را با ۵۰ درصد کمدی به او بدهید در اجرا ۷۵ درصد کمدی اجرا می کند. هم خود سروش انسان باهوشی است و هم متن خوب برای او نوشته شده بود، مثلا تکه کلام «گل من» را یک بار برای او نوشتیم اما بعد از آن که این اصطلاح گرفت، دیگر برایش نمی نوشتیم و دستش را باز می گذاشتیم تا هر وقت به نظرش درست است آن را به کار ببرد. اما کاراکتر قیمت فقط با تیکه کلام ها باعث ایجاد خنده نمی کند، بازخورد هایی که می بینید همه به خاطر متن و دیالوگ نویسی است.

مخالف بداهه پردازی ام

تکیه کلام «مهمان داریم؛‌چه مهمانی» نوشته نشده بود و خودش آن را بکار برد؛ آقای مدیری در برنامه های اول می گفت میهمان داریم چه میهمانی، چه قدی چه هیکلی و … که ادامه آن را حذف کردند و فقط شد میهمان دارم چه میهمانی.

روش من به این صورت است که حالت بداهه پردازی به صفر برسد. البته که بداهه هنر است و اگر یک کمدین آن را داشته باشد به کار کمک می کند، اما این اتفاق باید در حالتی تک گویی باشد و بازی مقابلش را خراب نکند. مثلا در سریال «در حاشیه» مهران غفوریان در یک پلان دیالوگی را بداهه گفت و همه از خنده منفجر شدند، آقای مدیری کات داد و گفت دوباره می گیریم و از مهران خواست دوباره این جمله بداهه را بگوید. اما بداهه گویی ،بلدی می خواهد که یک «آن» و یک با نمکی داشته باشد و کار هرکسی نیست. در کاری مثل «دورهمی» مشکل این است که وقتی یک بازیگر می بیند طرف مقابلش با بداهه گویی،باعث خنده حضار می شود سعی می کند او هم بداهه بگوید و این به کار لطمه می زند. ما خیلی سر این موضوع بحث کردیم که این بداهه از کجا می آید، چون بداهه روند نمایش را از ریتم می اندازد. من خودم خیلی تلاش کردم که این اتفاق نیافتد و اگر هم می افتد درست باشد. این موضوع به نحوی اصلاح شد اما کاملا از بین نرفت.

دورهمی

مخالف خوراک مجازی ام

همیشه اعتقادم بر این بوده که آن چیزی که خودمان فکر می کنیم درست است، دقیقا درست است. اگر بهترین قسمت این برنامه را هم در فضای مجازی بگذاریم یک عده فحش می دهند. بنابراین فضای مجازی و اینستاگرام نمی تواند معیار مناسبی برای سنجش کار باشد. درباره استفاده از فضای مجازی به عنوان منبع شکل گیری کمدی ، من ابا دارم چون اینقدر الان این فضا گسترده شده و در دسترس همه است، که صبح یک جک می آید ، شب همه آن را شنیده اند. من اصلا دوست نداشتم راجع به چیزی که می نویسم کسی بگوید که برداشت از فضاهای مجازی است. خیلی جلوی خودم را گرفتم، حتی جاهایی می دانستم که اگر از فضای مجازی وام بگیریم انفجار خنده می شود، اما سعی کردم این کار را انجام ندهم. تمام تلاشم را کردم تا به آن جنس از کمدی که خودم دوست دارم نزدیک شوم و الهی شکر جواب هم داد و آقای مدیری هم آن را قبول داشت. حتی از من تضمین خواست که از مسایل فضای مجازی دور باشیم و من به او این اطمینان را دادم که اصلا در آن فضا کار نمی کنیم.

خط قرمز تا کجا بود؟

خط قرمز همیشه وجود دارد، پلاتوهایی که من می نوشتم باید از چندین فیلتر رد می شد تا دست آخر برسد به خود آقای مدیری. او معمولا اگر بخواهد چیزی را حذف کند خیلی کوتاه و کم است. اما با همه این فیلترها برنامه ضبط می شد و باز یک سری سانسورهایی در پخش داشت. مثلا می دیدیم که پلاتو آخر که انتقادی است کوتاه شده. چون معمولا در پلاتو های آخر سراغ سیاست و اقتصاد می رفتیم همیشه با مشکل ممیزی رو برو بودیم. البته با مدیر شبکه نسیم ،‌آقای دکتر کرمی که صحبت می کردیم تاکید داشتند خود سانسوری نکنید و اگر احتیاج باشد ما خودمان سانسورها را اعمال می کنیم.

دورهمی

متن پلاتوها

همه پلاتوهای مهران مدیری را من می نوشتم. چند جلسه با آقای مدیری می گذاشتیم و نظرهایش را می گفت که در چه فازی دوست دارد صحبت کند. برای مهران مدیری در این بخش صرفا خنداندن مهم نبود و قرار مان این بود که حرف مهمی زده شود و درباره آن موضوع آسیب شناسی داشته باشیم و در کنار آن از بیننده خنده هم بگیریم. مهران مدیری در کار طنز مربی بسیار خوبی است، ممکن است آنقدر وقت نشده باشد که ما کنار هم بشینیم و بحث کنیم اما بعضی وقت ها مثالی می زند که بر اساس آن یک راه باز می شود و من براساس آن چیزی که می خواهد پیش می روم. از طرفی نوشتن برای مدیری کار سختی است، چون هر چیزی را نمی گوید و نمی شود هر چیزی را برای خنداندن بنویسی و مهران مدیری اجرا کند. یک وقت هایی هم شده چیزهایی نوشتم که او نگفته و من دیگر در آن فاز نرفته ام.اما دیگر به این حد از تفاهم رسیده بودیم که من یک ربع قبل از ضبط، پلاتو را به ایشان می دادم و بدون هیچ مشکلی پیش می رفتیم.چون باید پشت سر هم پلاتو بگویند این اتفاق(این که مهران مدیری از خودش چیزی به متن اضافه کند و خوب از کار در نیاید) خیلی کم می افتد اما گاهی شده من را صدا بزنند و بگویند منظورت از این نوشته چیست و من توضیح بدهم. البته اگر هم چیزی اضافه کنند و باعث خنده شود چه فرقی می کند که من نوشته باشم یا خودشان اضافه کنند.

متن های نمایشی

مگر می شود شما یک نفر را بیاوری روی صحنه و بخواهی مو های او را از ته بزنی و خودش خبر نداشته باشد؟! مدیری می خواست تمام گفتگوهایش را به این شکل پیش ببرد و جوری باشد که مصاحبه شونده از هر نظر تسلیم شود اما جلوی این کار جدید و جذاب را گرفتند.

یک سری موضوع که می شد براساس آن ها کار کمدی کرد، انتخاب کردیم. بعد آن ها را بین نویسنده ها تقسیم می کردیم و با هریک از افراد که قرار بود متن آن سوژه را بنویسد ساعت ها وقت می گذاشتیم و تمام شوخی های مربوط انتخاب می شد. حتی برای کوچکترین حرکات قیمت یا کاراکترهای دیگر فکر می کردیم که چگونه وارد سن شود و این ورود خنده بگیرد. البته نمی گویم همیشه موفق بوده ایم اما در فاز دوم شوخی های ما خیلی از حالت بداهه در آمد و تبدیل شد به یک کار از پیش تعیین شده. نویسنده ای که سوژه در اختیارش بود همراه با من و ترجیحا یکی دیگر از نویسندگان جلسه ای می گذاشتیم و درباره آن صحبت می کردیم؛ ابتدا شخصیت ها را در آن سوژه جایگزین می کردیم که مثلا در موقعیت سوژه قاچاق کالا،قیمت چه نقشی دارد یا مثلا چنگیز چه نقشی دارد؟ و … برحسب اینکه این سوژه را کدام یک از شخصیت ها بیشتر جلو می برد، آن کاراکتر را نفر اول می گذاشتیم و براساس آن بقیه کاراکترها را می چیدیم. ما یک خط قصه داشتیم که از طرف نویسنده ای که سوژه دست آن بود مطرح می شد و تا جایی که می شد دور آن شوخی می ریختیم. چیزی که در «دورهمی» به آن رسیم این بود که وقتی نتوانی چهارصد نفر تماشاچی را نخندانی قطعا برنامه زمین می خورد. برای هر پارت چهار تا پنج شوخی در نظر گرفته می شد به نحوی که حداقل خودمان بخندیم.قصه را هم موازی با شوخی ها پیش می بردیم.

دورهمی

متن گفتگو با میهمانان

به دلیل اینکه واقعا اصلا برای این کار فرصت نداشتم در این مسله دخالتی نکردم. تعداد دیگری از بچه های نویسنده، حواسشان به میهمانان بود و درباره آن ها تحقیق می کردند تا بتوانند سوال های مناسب انتخاب کنند. قسمت گفتگو ها هنوز خیلی جای کار دارد، چون نحوه سوال پرسیدن طوری بود که توجه مخاطب بیشتر به سمت مهران مدیری یا همان پرسش کننده است. حتی وزن میهمانان در بیشتر مواقع از آقای مدیری پایین تر بود و او سعی می کرد به همان سمت هدایت شود. گفتگو هایی این چنین، به نوعی سوال کردن متفاوت احتیاج دارد و بیشتر انگار دارید مچ گیری می کنید تا مصاحبه.مهران مدیری همیشه می گفت باید پر ضرب باشیم اما این بخش بد فهمیده شد و گفتند چقدر این آدم مغرور است و نباید این کار را می کرد. در صورتی که مگر می شود شما یک نفر را بیاوری روی صحنه و بخواهی مو های او را از ته بزنی و خودش خبر نداشته باشد ؟! مدیری می خواست تمام گفتگوهایش را به این شکل پیش ببرد و جوری باشد که مصاحبه شونده از هر نظر تسلیم شود ؛ طبیعتا میهمانهایی را انتخاب می کرد که با آن ها راحت باشند و بتواند این کارها را انجام دهد اما جلوی این کار جدید و جذاب را گرفتند.

متن گفت و گو با تماشاچی ها

جهت دهی این قسمت را خود مهران مدیری انجام می داد. به تماشاچی ها نگاه می کند و براساس هوش ذاتی خودش چهره ای را انتخاب می کند که می داند می تواند با آن شوخی کند. انتخاب تماشاچی ها واقعا در لحظه اتفاق می افتاد چون از قبل که نمی دانستیم قرار است چه کسی انتخاب شود و حتی آن فرد خودش هم در جریان نیست. در این بخش هم من زیاد دخالتی نداشتم و خود آقای مدیری دستش کاملا باز بود که مثلا در مورد راهنمایی و رانندگی علامت عبور حیوانات اهلی را به تماشاچی نشان دهد تا کمدی شکل بگیرد.

[ دوشنبه 26 مهر 1395 ] [ 20:23 ] [ تارا ]
عکسی زیبا در کنار تورج اصلانی
پشت صحنه ی دورهمی
[ دوشنبه 26 مهر 1395 ] [ 14:50 ] [ تارا ]

پشت صحنه ی برنامه ی چشم انداز(سال۸۶)

پشت صحنه ی دورهمی

[ یکشنبه 25 مهر 1395 ] [ 18:50 ] [ تارا ]

[ پنج‌شنبه 22 مهر 1395 ] [ 17:07 ] [ تارا ]
1 2 3 4 5 ... 79 >>

درباره وبلاگ

بـہ نظرم هر چـہ دانش آدم بیشتر باشد،شوخ تر مے شود. براے این کـہ بیشتر مے فهمد زندگے اساساً جدے نیست...! ✩مهران مدیری✩