X
تبلیغات
رایتل
صفحه اصلی پست ها تماس با مدیر وبلاگ
جستجو

برند شخصی مهران مدیری زیر ذره بین «فرصت امروز» / برندسازی تمام عیار با چاشنی اعتراض و حاشیه

مخاطبان ایرانی مهران مدیری، مرد چندهزار چهره ای را که زمانی تکیه کلام هایش نقل محافل خانواده های ایرانی بود، به خوبی می شناسند. او کارگردانی است که در دو دهه گذشته با مخاطبان نسل های مختلف ارتباط برقرار کرده است. این سلبریتی در چندماه گذشته بار دیگر با برنامه دورهمی در صداوسیما حضور پیدا کرد و جایگاهی را که در گذشته در دل مخاطبان ایرانی داشت، دوباره برای خود احیا کرد.

به عقیده برخی مشاوران برندینگ، DNA  برند مهران مدیری، اعتراض و حاشیه است و این موضوع در نحوه پوشش ظاهری این سلبریتی که پوشیدن تی شرت های آزاد به همراه پیراهنی با آستین های بالا زده و مدل موهای بعضا آشفته است، به خوبی مشاهده می شود. اینکه برند شخصی مهران مدیری چه ویژگی هایی دارد و این سلبریتی در نقاط تماس خود با مخاطبان ایرانی چه استراتژی را دنبال می کند، بهانه ای شد تا «فرصت امروز» به سراغ آنا جلوه، مشاور تبلیغات و برندینگ برود.

آنا جلوه در گفت و گو با «فرصت امروز» می گوید: شاید باید از اینجا شروع کنیم که آیا مهران مدیری استانداردهای یک برند شخصی را در سطح جهانی دارد یا خیر؟ به عنوان یک ستاره یا حتی فوق ستاره در دنیای مجازی، مهران مدیری درست شبیه پیرمرد فراموش کاری که از دوره قاجار به قرن 21 پرتاب شده، رفتار می کند! او نه تنها هیچ صفحه معتبر شخصی از خودش ندارد، بلکه به نظر می رسد کوچک ترین اهمیتی به مدیریت اخبار و محتوایی که حول او منتشر می شود، نمی دهد، آن هم درست در جایی که می بینیم کمترین حرکت های او چه اخبار گسترده ای را در فضای مجازی منتشر می کند.

یک آرزوی دست نیافتنی

او ادامه می دهد: با این حال نام مهران مدیری مجموعه ای از نخستین ها، بهترین ها و پرسروصداترین ها را در ذهن مخاطب یادآوری می کند.

مهران مدیری را می توان به حق، یک حرفه ای پیشرو در صنعت سرگرمی دانست؛ چراکه استعدادهای او برای درگیر کردن وقت مخاطب و جلب  توجه اش فراتر از قاب تلویزیون است. مهران مدیری از صدا، تصویر، کلمات، رفتار و حتی عادت ها عبور می کند و درست وسط زندگی روزانه مردم آن هم اقشار مختلف می نشیند. شاید برای یک برند شخصی، چنین عمقی از تاثیر بیشتر شبیه یک آرزوی دست نیافتنی باشد!

جلوه اظهار می کند: مهران مدیری، نه تنها یک اتفاق شگفت انگیز در حوزه کارگردانی طنز به شمار می آید بلکه پرواز 57 و پس از آن ساعت خوش او، طنز تلویزیونی را به صنعت و بازاری پول ساز تغییر شکل داد. این گروه یکی از نخستین های تلویزیونی بود که پس از انقلاب توانست، نه تنها فروش روزنامه های زرد را به شدت بالا ببرد بلکه با اجراهای زنده حتی در شهرهایی غیر  از پایتخت، شکل درآمدزایی بازیگران طنز و جایگاه آنها را به طرز مشهودی ارتقا داد.

مهران مدیری جمع اضداد است!

این مشاور برندینگ خاطرنشان می کند: او یک پیشروی سنتی است. به نظر می رسد در هر کاری که وارد می شود، بهترینش را به رخ می کشد و تاثیری آن چنان ماندنی بر جا می گذارد که تا مدت ها پس از آن، سایرین می توانند در زمینی که او فراهم کرده، بازی کنند، با اینکه گاهی اوقات او بازی را نیمه، رها می کند!

او درباره DNA برند مهران مدیری بیان می کند: DNA  برند مهران مدیری، اعتراض و حاشیه است؛ چیزی که شاید به ظاهر به شدت با حوزه کاری او در تناقض است اما با بررسی آثار او، اتفاقاتی که برای نمایش های تلویزیونی و خانگی اش می افتد، خوانندگی، مجری گری و بازیگری اش به راحتی می بینیم که در همه این آثار ردی از اعتراض و حاشیه پیدا است؛ اعتراضی که از دل او می جوشد و حتی گاهی علیه خودش اتفاق می افتد و در حاشیه همه  کارهایش حاشیه های عجیب  و غریبی در جریان است.

از طرفی بمب خنده بودن برای مهران مدیری یک شوخی است؛ او مردی چند هزار چهره است که به ادبیات زندگی مخاطبش، با رفتارهای روزمره اش پاورچین  پاورچین نفوذ می کند و جایگاهی برای خودش پیدا می کند که مخاطب را وادار می کند برای نخستین بار برای دیدن برنامه هایش ترافیک اینترنتی خرج کند و به جای کپی، DVD های مجاز بخرد و حتی اگر سریالش بدون پایان رها شد، دوباره به او اعتماد کند و هرشب پای برنامه هایش بنشیند!

جلوه درباره بازطراحی برند مهران مدیری می گوید: در مورد بازگشت مهران مدیری، او قطعا برای ری برندینگ به نسیم نیامده، چون شما همان آدمی را می بینید که آستین هایش را بالا زده، با کمری تا حدودی خم شده و رفتاری که بوی بی تفاوتی می دهد، با همان صدای خسته، صحبت هایی می کند که مشابهش را قبلا هم در شوخی کردم از او شنیده ایم.

مهران مدیری برای (Repositioning) جایگاه سازی مجدد خودش پیش چشم مخاطب های چندده  میلیونی تلویزیون، هرشب برنامه اجرا می کند. در این میان وقتی در مورد ری برندینگ صحبت می کنیم، چه در مورد برند شخصی چه در مورد کسب وکارها، بیشتر تمرکز برای تغییرات بصری و Identity  برندها است، در هر دو روش هدف پاک کردن اثر مخرب قبلی از ذهن مخاطب یا عرضه محصول و سرویسی تازه است، اما جایگاه سازی مجدد Repositioning  رویکردی عمیق تر و بنیادی تر دارد.

سیگار کشیدن برای ارزیابی میزان شهرت

این مشاور برندینگ اظهار می کند: مهران مدیری بیشتر از اینکه به دنبال ارائه پیام جدیدی باشد یا اینکه بخواهد رویکرد حرفه ای اش را عوض کند، تیزهوشانه به دنبال به دست آوردن توجه مخاطبان گسترده ای است که شاید عدم حضورش در تلویزیون و برنامه  نیمه کاره مانده اش مقداری از آنها را دچار ریزش کرده است.

مهران مدیری می خواهد اعتماد ازدست رفته مخاطبش را با این تکرار دیدارهای هرروزه به دست بیاورد. در این میان به نظر می رسد سیگار کشیدنش در یک نشست خبری، شاید یک ارزیابی از میزان شهرتش بوده که البته تعدد رسانه هایی که این خبر را کار کردند و درگیری فعالانه مخاطبان با این موضوع در فضاهای اجتماعی حاکی از آن است که شب های حضور او در دورهمی مردم خوب جواب داده و احتمالا «ساعت 5 عصر» او که با این حاشیه پرسروصدا شروع شده، گیشه خوبی را خواهد دید.

هنرمند  منزوی

جلوه بیان می کند: مهران مدیری از کانال های متنوعی با مخاطبانش ارتباط برقرار کرده است که این ارتباط اکثرا یک سویه بوده است، یعنی شما به عنوان مخاطب با ذائقه های مختلف، کارهای متنوع و متفاوتی را از فیلم های درام، مانند دیدار و پل چوبی و... از او دیده اید یا اینکه با دارکوب و تیتراژ سریال هایش صدای گرم و عاشقانه او را شنیده اید و در انواع و اقسام برنامه های تلویزیونی و سریال های طنز با او خندیده اید اما بیشتر اوقات او حرف زده، خوانده، بازی کرده و مخاطب دست به سینه او را تماشا کرده است.

او از نقاط تماسی که به واسطه آن مخاطب می توانسته با هنرمند موردعلاقه اش تعامل کند خیلی کمتر استفاده کرده است، او در این زمینه ها بیشتر به یک هنرمند منزوی شبیه می شود! با این حال، ورای همه بدعهدی های مدیری، در کنار این رخ نشان ندادن های او، به نظر می رسد مخاطب ایرانی، او را دوست دارد و با او ارتباط برقرار کرده است.

او توانسته در بیست وچند سال گذشته با دو نسل مخاطب ارتباط برقرار کند و هیچ کس به اندازه او وارد گفت وگوهای مردم نشده است. جملات و تکیه کلام هایی که بازیگران سریال های او در دیالوگ های شان استفاده می کنند، به سرعت نقل محافل خانوادگی می شود یا حتی در فضاهای کمی رسمی تر در شرکت ها و سازمان های دولتی و خصوصی مورد استفاده قرار می گیرد.

مبارزه بی درد و خونریزی!

او می افزاید: مهران مدیری و گروه جوانش در دهه 70، دل دختران و پسران جوان را ربودند؛ عکس های آنها در کنار پوسترهای خوانندگان و بازیگران بین المللی به دیوار اتاق ها نصب شد و در دهه 80، شب های مردم، شبیه شب های برره گذشت و این روزها، روشن کردن سیگار او در چندصد وب سایت خبری، تخصصی و غیرتخصصی انعکاس پیدا می کند.

برای مخاطب عام، مهران مدیری گاهی حکم یک قهرمان معترض را دارد؛ کاوه ای که تی شرت سیاهش را زیر پیراهن رنگ روشنش پوشیده و با میکروفنش به جنگ تمامی ناهنجاری ها و کاستی های اجتماعی می رود و به جای ریختن خون، اشک چشم های مخاطب را از خنده جاری می کند! این می تواند ایده آل ترین قهرمان ایرانی باشد.

بی انتخابی در پوشش

جلوه بیان می کند: آثار مدیری نسبت به او ارتباط قوی تر و موثرتری را با مخاطب برقرار کرده اند و حتی در برنامه های بازاریابی شان پیشرفته تر عمل کرده اند، مشخصا کمپین عرضه قهوه تلخ، کمپینی موفق با درگیری زیاد با مخاطب بود.

تشویق مخاطب به خرید DVD ها و نه کپی کردن آن علاوه بر موفقیت مالی برای این سریال پخش خانگی توانست بر این صنعت و رفتار مخاطب آن تاثیر بسزایی بگذارد. استفاده از ابزار ترغیبی جایزه و برنامه  روابط عمومی حول این موضوع در زمان خودش ارتباط خوبی با مخاطب برقرار کرد و البته سیستم توزیع گسترده و ابزارها و برنامه های تبلیغاتی در نقطه فروش، مخاطب را به سمت خرید محصول می فرستاد.

مهران مدیری ثابت کرده توانایی مشهودی در استفاده از غیر ستاره ها و تبدیل استعداد آنها به جریان های خبرساز و پول ساز دارد. او این استعداد را در حوزه های غیر بازیگری در استفاده از برنامه خلاق تبلیغاتی هم از خودش به نمایش گذاشته است و باز این سوال به شکل آزاردهنده ای پیش می آید که چرا مهران مدیری در برقراری ارتباط برند شخصی اش با مخاطب خیلی برنامه ریزی شده و یکپارچه کار نکرده است.

او در انتخاب پوشش ظاهری اش به طرز مشهودی از یک بی انتخابی تبعیت می کند. در این بخش از رفتار برند شخصی او نیز کاراکتر آزادی به چشم می خورد. باز گذاشتن دکمه های بالای پیراهن، پوشیدن تی شرت های آزاد به اضافه پیراهنی با آستین های بالا زده، مدل موهای بعضا آشفته پیام راحتی و آزادی او را از قیدهای جامعه به مخاطب منتقل می کند و گویا مهران مدیری می خواهد با این قیدهای تعیین شده به عنوان المان های خوش لباسی اعتراض کند.

این مشاور برندینگ خاطرنشان می کند: به نظر می رسد مهران مدیری، تمام ویژگی ها و پتانسیل های ورود به فاز اقتصادی کردن برند شخصی اش را دارد. او می تواند با مدیریت بیشتری بر رفتار برند شخصی اش جدا از سریال ها و برنامه هایی که می سازد، کاراکتری را در ذهن مخاطب تثبیت کند که نه تنها صاحبان برندها را به استفاده از او در شیوه بازاریابی ستاره ای Celebrity Marketing تشویق کند بلکه خود با تکیه  بر شهرت و محبوبیتی که نام «مهران مدیری» می تواند داشته باشد، منافع مالی و حتی مسئولیت اجتماعی را برای خود ایجاد کند.

این کاری است که اغلب ستارگان دنیا در این مرحله از زندگی حرفه ای خود قطعا به آن ورود می کنند، البته باید دید واقعا برای یک پرسونال برند تمام عیار شدن، این مرد دو هزار چهره کدام چهره اش را انتخاب می کند!

[ شنبه 20 شهریور 1395 ] [ 12:22 ] [ تارا ]

درباره وبلاگ

بـہ نظرم هر چـہ دانش آدم بیشتر باشد،شوخ تر مے شود. براے این کـہ بیشتر مے فهمد زندگے اساساً جدے نیست...! ✩مهران مدیری✩